الحكایة و التمثیل

کرد پیغامبر مگر روزی گذر

ناودانی گل همی در زد عمر

در گذشت ازوی نکرد او را سلام

از پسش حالی عمر برداشت گام

گفت آخر یا رسول اللّه چه بود

کز عمر می بر شکستی زود زود

گفت گشتی از عمارت غرهٔ

تو بمرگ ایماننداری ذرهٔ