الحكایة و التمثیل

بود شهری بس قوی اما خراب

پای تا سر شوره خورده زافتاب

صد هزاران منظر و دیوار و در

اوفتاده سرنگون بر یکدگر

دید مجنونی مگر آن شهر را

درعمل آورده چندان قهر را

در تحیر ایستاد آنجایگاه

شهر را میکرد هر سوئی نگاه