الحكایة و التمثیل

طالبی مطلوب را گم کرده بود

روز و شب سر در جهان آورده بود

از غم جان وجهان بفریفته

در جهان میرفت جانی شیفته

پای از سر در طلب نشناخت او

خویش را نعلین آهن ساخت او

پس جهان صدباره چون پیموده کرد

ای عجب نعلین آهن سوده کرد