المقالة الحادیة و العشرون

سالک شوریدهٔ پاک اعتقاد

آمد از دریا برون پیش جماد

گفت ای افسرده از برد الیقین

گاه سنگ و گاه آهن گه نگین

از یقین هم ثابتی هم ساکنی

نقد عالم چون تو داری ایمنی

چون زمعدن میرسی پاک از منی

هرچه داری هست جمله معدنی