الحكایة و التمثیل
بود دیوانه مزاجی گرسنه
در رهی میرفت سر پا برهنه
نان طلب میکرد از جائی بجای
هرکسی میگفت نان بدهد خدای
اوفتاد از جوع در رنجورئی
دید اندر مسجدی مغفروئی
زود در پیچید و پس بر سر گرفت
قصد بردن کرد و راه درگرفت
بود دیوانه مزاجی گرسنه
در رهی میرفت سر پا برهنه
نان طلب میکرد از جائی بجای
هرکسی میگفت نان بدهد خدای
اوفتاد از جوع در رنجورئی
دید اندر مسجدی مغفروئی
زود در پیچید و پس بر سر گرفت
قصد بردن کرد و راه درگرفت