الحكایة ‌و التمثیل

بود صاحب عزلتی در گوشهٔ

از جهان نه زادی ونه توشهٔ

بر توکل روز و شب بنشسته بود

رشتهٔ دل در قناعت بسته بود

چون نمیپیچید هیچ از راه حق

بود گستاخیش با درگاه حق

گرسنه از ره رسیدندش دو کس

واو نداشت از دخل و خرج الانفس