الحكایة و التمثیل

آن شنودی تو که مردی از رجال

کرد از ابلیس سرگردان سؤال

گفت فرمودت خداوند ودود

از چه آدم را نکردی آن سجود

گفت میشد صوفئی در منزلی

بود در مهد بزر سنگین دلی

ماه روئی دختر سلطان عهد

برفتاد از باد ناگه پیش مهد