الحكایة و التمثیل

بود مجنونی بنیشابور در

زو ندیدم در جهان رنجورتر

محنت و بیماری ده ساله داشت

تن چو نالی و زفان بی ناله داشت

سینه پر سوز و دل پر درد او

لب بخون برهم بسی میخورد او

آنچه در سرما و در گرما کشید

کی تواند کوه آن تنها کشید