الحكایة و التمثیل

خواجهٔ را طوطی چالاک بود

زهر با سر سبزیش تریاک بود

مدت یکسال میدادش شکر

تا بنطق آید شکر ریزد مگر

روز و شب در کار او دل بسته بود

ز اشتیاق نطق اودل خسته بود

گرچه میدادش شکر سالی تمام

او نگفت از هیچ وجهی یک کلام