غزل شمارهٔ ۱۰۸۰
ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
زان جمال و زان کمال و فر و سیما دور دور
گر چه پیر کهنهای در حکمت و ذوق و صفا
از شراب صاف ما هستی تو پیرا دور دور
چونک بینایان نمیبینند رنگ جام را
عقل خود داند که باشد جان اعمی دور دور
چون صریح و رمز قاضی مینداند جان او
دور باشد از دل او رمز و ایما دور دور