الحكایة و التمثیل
خلق از حجاج بسیاری گریست
زانکه با او کس نمییارست زیست
جمله را خواند آن زمان حجاج و گفت
از شما من راز نتوانم نهفت
خویشتن را بنگرید ای مردمان
تا چه بد خلقید حق را این زمان
کو چو من خلقی برون آورده است
بر سر جمله مسلط کرده است
خلق از حجاج بسیاری گریست
زانکه با او کس نمییارست زیست
جمله را خواند آن زمان حجاج و گفت
از شما من راز نتوانم نهفت
خویشتن را بنگرید ای مردمان
تا چه بد خلقید حق را این زمان
کو چو من خلقی برون آورده است
بر سر جمله مسلط کرده است