المقالة التاسعة و الثلثون

سالک بیدل فغان برداشته

پیش دل شد دل ز جان برداشته

گفت ای حایل میان جسم و جان

عکس اسرار تو ذرات جهان

جملهٔ اسرار هست و نیست راست

تا ابد از ذات تو حاصل تراست

هست آن ذرات جمله معنوی

دایماً پاک از یکی و از دوی