الحکایات و الرموز و پرسیدن سالکی رمز عشق را از عارفی بهلول نام

بود در بغداد مردی با خبر

زینجهان وزانجهان رفته بدر

از هوای نفس خود وارسته بود

او کمر در عشق یزدان بسته بود

چار تکبیری زده بر کائنات

وارهیده ازحیات و از ممات

شش جهت را او بدر انداخته

پنج و شش را در ره حق باخته