حکایت قطب الاولیاء سلطان بایزید قدس سره

سائلی بنشست پیش بایزید

گفت از لطف خدای برمزید

در ره حق دائماً مردانه‌ای

در میان عارفان فرزانه‌ای

راه حق راتو به جان کوشیده‌ای

دائماً از شوق حق جوشیده‌ای

تو شراب سر حق نوشیده‌ای

سر اسرار خدا پوشیده‌ای