غزل شمارهٔ ۱۰۹۴

پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر

نیست در دین و دنیا همچو تو یار دیگر

کفر دان در طریقت جهل دان در حقیقت

جز تماشای رویت پیشه و کار دیگر

تا تو آن رخ نمودی عقل و ایمان ربودی

هست منصور جان را هر طرف دار دیگر

جان ز تو گشت شیدا دل ز تو گشت دریا

کی کند التفاتی دل به دلدار دیگر