بردن صبا نامۀ بلبل پیش گل وعاشق شدن او

پس صبا این بیتها بر لوح دل

نقش کرد و گفت خود را العجل

چون صبا نزدیک گل آمد زراه

دید گل در گلستان همچو ماه

دید گل در گلستان سرفراز

خوش نشسته از سر تمکین و ناز

دید گل را در چمن چون خسروی

مه زرخسار لطیفش پرتوی