در بیان چارچیز که چارچیز دیگر را می‬زاید

ای پسر هر کس که دارد چارچیز

چار دیگر هم شود موجود نیز

عاقبت رسوای آید از لجاج

خشم را نکند پشیمانی علاج

بی‌گمان از کبر خیزد دشمنی

حاصل آید خواری از کاهل تنی

چون لجوجی در میان پیدا شود

بنده از شومی او رسوا شود