رسیدن سالك با پرده اول
میبرید او راه خود در پرده باز
تا مگر پیدا شود در پرده راز
اولین پرده ز نور تاب دید
چون نظر کرد اندران پرتاب دید
بود نوری شعله زن در پرده در
گر نبینی آن تو باشی پرده در
بود نوری سبز با او تاب دار
در صفت مانند حوضی آب دار
میبرید او راه خود در پرده باز
تا مگر پیدا شود در پرده راز
اولین پرده ز نور تاب دید
چون نظر کرد اندران پرتاب دید
بود نوری شعله زن در پرده در
گر نبینی آن تو باشی پرده در
بود نوری سبز با او تاب دار
در صفت مانند حوضی آب دار