رسیدن سالك با پرده دوم

برگذشت و پرده دیگر بدید

گشت پیدا درد چشم او پدید

پردهٔ بس بی نهایت بی حجاب

پردهٔ کانرا نباشد خود حساب

بود خرگاهی ز نور آن را طناب

از طناب او جهان پر آفتاب

خرگه نوری که پرنور آمدست

لیک گه نزدیک و گه دور آمدست