غزل شمارهٔ ۱۱۰۷

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

من زیان‌ها کرده‌ام من دیده‌ام

زخم‌ها از چشم هر بی‌پا و سر

چشم بد دیدیم ما کز زخم او

روسیه گردد عیان شمس و قمر

دور باد از رزم شیران چشم سگ

دور باد از مهد عیسی کون خر