غزل شمارهٔ ۱۱۱۷
دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
جان مست گلستان تو آن گاه خار خار
هر دم ز پرتو نظر او به سوی دل
حوریست بر یمین و نگاریست بر یسار
هر صبحدم که دام شب و روز بردریم
از دوست بوسهای و ز ما سجده صد هزار
امسال حلقه ایست ز سودای عاشقان
گر نیست بازگشت در این عشق عمر پار