غزل شمارهٔ ۱۲۶
هر جا معشوق تازه روئی است
از میکده خدا سبوئی است
زان چشمه جانفزا روان است
هر جا از حسن آبروئی است
زلف همه دلبران عالم
از طرهٔ یار تار موئی است
هر جا مشگی و عنبری هست
از گیسوی آن نگار بوئی است
هر جا معشوق تازه روئی است
از میکده خدا سبوئی است
زان چشمه جانفزا روان است
هر جا از حسن آبروئی است
زلف همه دلبران عالم
از طرهٔ یار تار موئی است
هر جا مشگی و عنبری هست
از گیسوی آن نگار بوئی است