غزل شمارهٔ ۱۸۳
هر که در دوست زد دامن احسان گرفت
و آنکه در دوستی مایة عرفان گرفت
دوستی کردگار معرفت آرد بیار
هر که از این تخم کشت حاصل از آن گرفت
ار در احسان هر انک روی بمقصود کرد
دید جمال خدا حسن زاحسان گرفت
هر که بدو داد تن مایة ایمان ستد
وانکه بدو داد دل در عوضش جان گرفت