غزل شمارهٔ ۲۲۵
ز قرب دوست چگویم که مو نمیگنجد
ز بعد خود که درو گفتوگو نمیگنجد
چه جای نکتهٔ باریک و حرف پنهانست
میان عاشق و معشوق مو نمیگنجد
بیان چه سان بتوان از جمال او حرفی
چه در بیان و زبان وصف او نمیگنجد
زبان بکام خموشی کشیم و دم نزنیم
چه جای نطق تصور درو نمیگنجد