غزل شمارهٔ ۱۱۳۷

شدست نور محمد هزار شاخ هزار

گرفته هر دو جهان از کنار تا به کنار

اگر حجاب بدرد محمد از یک شاخ

هزار راهب و قسیس بردرد زنار

تو را اگر سر کارست روزگار مبر

شکار شو نفسی و دمی بگیر شکار

تو را سعادت بادا که ما ز دست شدیم

ز دست رفتن این بار نیست چون هر بار