غزل شمارهٔ ۳۳۴

قومی بمنتهای ولایت رسیده‌اند

از دست دوست جام محبت چشیده‌اند

از تیغ قهر زندگی جان گرفته‌اند

وز جام لطف باده بیغش چشیده‌اند

هرچند گشته‌اند سرا پای صنع را

غیر از جمال صانع بیچون ندیده‌اند

طوبی لهم که سر بره او فکنده‌اند

بشری لهم که از دو جهان پا کشیده‌اند