غزل شمارهٔ ۳۵۳

عاقل نمی‌باشم دمی عشق این تقاضا می‌کند

غافل نمی‌باشم دمی عشق این تقاضا می‌کند

در فکر اویم صبح و شام در ذکر خیر او مدام

کاهل نمی‌باشم دمی عشق این تقاضا می‌کند

حقم سراپا حق‌پرست بر من ندارد دیو دست

باطل نمی‌باشم دمی عشق این تقاضا می‌کند

میلم همیشه‌سوی اوست‌سوئی بغیر ازسوی‌ دوست

مایل نمی‌باشم دمی عشق این تقاضا می‌کند