غزل شمارهٔ ۳۷۶

در سر شوریده سودا میرود

کز کجا آمد کجاها میرود

و آنکه عاقل خوانیش در کارها

در خیالش سود و سودا میرود

گه در آتش میرود گاهی در آب

خاک بر سر در هواها میرود

هیچ در پیش و پس خود ننگرد

در بلاهایی محابا می‌رود