غزل شمارهٔ ۳۹۶
شود که از دهنت بوسهٔ ربوده شود
شود که از دل من عقدهٔ گشوده شود
شود که فاش شود سر آن دهان نهان
ز تنگنای عدم نکتهٔ شنوده شود
شود که دل ز وصالت بمدعا برسد
غبار حسرت ازین آینه زدوده شود
شود که تیغ کشی و بدارمت گردن
توجه تو و عشق من آزموده شود