غزل شمارهٔ ۱۱۵۸

رحم بر یار کی کند هم یار

آه بیمار کی شنود بیمار

اشک‌های بهار مشفق کو

تا ز گل پر کنند دامن خار

اکثروا ذکر هادم اللذات

بشنوید از خزان بی‌زنهار

غار جنت شود چو هست در او

ثانی اثنین اذ هما فی الغار