غزل شمارهٔ ۵۲۸

ای که هستی بنور هستی طاق

احی من احرقته نار فراق

لطف کن جامی از شراب وصال

سوختند از فراق تو عشاق

ارنا من لقائک المیمون

نظره بالعشی و الاشراق

می‌توانی که زنده گردانی

بوصال آنکه را کشی ز فراق