غزل شمارهٔ ۵۵۵
کی بود دل زین چنین گردد خنک
جانم از برد الیقین گردد خنک
وارهم ز اغیاد و گردم مست یار
خاطرم از آن و این گردد خنک
جان بمهر او دهم تا دل مرا
زان عذار آتشین گردد خنک
بر فراز آسمانها پا نهم
تا دل من از زمین گردد خنک
کی بود دل زین چنین گردد خنک
جانم از برد الیقین گردد خنک
وارهم ز اغیاد و گردم مست یار
خاطرم از آن و این گردد خنک
جان بمهر او دهم تا دل مرا
زان عذار آتشین گردد خنک
بر فراز آسمانها پا نهم
تا دل من از زمین گردد خنک