غزل شمارهٔ ۵۸۱
گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم
گه عشوهٔ نا سوت فریبد بسرابم
گه نقل و کباب از کف جانانه ستانم
گه فرقت جانانه کند سینه کبابم
جز محنت دوریش عقابی نشناسم
جز شادی نزدیکی او نیست ثوابم
بیدوست یکی تشنه لب گرسنه چشمم
با دوست چو باشم همه نانم همه آبم