غزل شمارهٔ ۶۱۴
الا یا ایها الساقی بده جامی که مخمورم
مگر می وارهارند جان از این غمهای پر زورم
الا یا ایها الناصح مکن منعم ز میخانه
که من موسی و این ارض مقدس هست چون طورم
الا یا ایها الواعظ تو از تقصیر من بگذر
که من در عشق و زیدن بجان تو که معذورم
اگر رندم و گر رسوا اگر مستم و گر شیدا
اسیر عشقم و در مذهب عشاق مغفورم