غزل شمارهٔ ۶۲۰
من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
جدا شوم ز تو در معرض فنا باشم
بغیر سایهٔ لطف تو جای دیگر هست
جدا اگر ز تو باشم بگو کجا باشم
خدایرا مپسند ای تو زندگانی من
که یکنفس بفراق تو مبتلا باشم
جدا ز تو زیم ارمن تنی بوم بیجان
و گر بیاد تو میرم ابوالبقا باشم