غزل شمارهٔ ۱۱۸۶

چنان مستم چنان مستم من امروز

که پیروزه نمی‌دانم ز پیروز

به هر ره راهبر هشیار باید

در این ره نیست جز مجنون قلاوز

اگر زنده‌ست آن مجنون بیا گو

ز من مجنونی نادر بیاموز

اگر خواهی که تو دیوانه گردی

مثال نقش من بر جامه بردوز