غزل شمارهٔ ۱۱۸۸

الا ای شمع گریان گرم می‌سوز

خلاص شمع نزدیکست شد روز

خلاص شمع‌ها شمعی برآمد

که بر زنگی ظلمت‌هاست پیروز

نهان شد ظلم و ظلمت‌ها ز خورشید

نهان گردد الف چون گشت مهموز

شنو از شمس تأویلات و تعبیر

چو اندر خواب بشنیدی تو مرموز