غزل شمارهٔ ۱۱۸۹

در این سرما سر ما داری امروز

سر عیش و تماشا داری امروز

تویی خورشید و ما پیشت چو ذره

که ما را بی‌سر و پا داری امروز

به چارم آسمان پهلوی خورشید

تو ما را چون مسیحا داری امروز

دلا از سنگ صد چشمه روان کن

که احسان موفا داری امروز