غزل شمارهٔ ۷۷۱

بر در تو من رو بخاک عجز ناله میکنم کای اله من

جرم کرده‌ام ظلم کرده‌ام پرده بپوش بر گناه من

سربر آستان روبراستان کای مقربان روزبازخواست

یارئی کنید در شفاعتم نزد حضرت قبله‌گاه من

گریه میکنم شسته تا شود ز آب دیده‌ام نامه گنه

آه میکشم تا کند سیه هرچه کرده‌ام دود آه من

صبح تا بشام میکنم گنه توبه گر بود سال یا بمه

جرم بیحدم محو کی کند توبه کم گاه گاه من