غزل شمارهٔ ۸۶۱

شور عشقی در جهان افکنده‌ای

مستیی در انس و جان افکنده‌ای

کرده‌ای پنهان محیط بیکران

قطره‌ای زان در میان افکنده‌ای

جلوه داده حسن را زان جلوه باز

پرده‌ای بر روی آن افکنده‌ای

سایه‌ای خورشید روی خویش را

بر زمین و آسمان افکنده‌ای