غزل شمارهٔ ۸۶۶

با جذب دوست ای دل شیدا چگونه‌ای

ای قطره با کشاکش دریا چگونه‌ای

ای طایر خجسته پی مرغزار انس

در تنگنای وحشت دنیا چگونه‌ای

هیچ از مقام اصلی خود یاد می‌کنی

دور از دیار خویش در اینجا چگونه‌ای

کو روزگار عشرت و بزم وصال دوست

بی‌یار دلنواز از خود آیا چگونه‌ای