غزل شمارهٔ ۱۲۰۳

برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز

برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز

مقام داشت به جنت صفی حق آدم

جدا فتاد ز جنت که بود مارآمیز

میان چرخ و زمین بس هوای پرنورست

ولیک تیره شود چون شود غبارآمیز

چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز

که احتراق دهد آب گرم نارآمیز