غزل شمارهٔ ۱۲۰۷

نیم شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس

خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس

پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجه‌ام

روزگار نازنین را می‌دهد بر آنموس

در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش

نام او را طیر خوانی نام خود را اثربوس

آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا

او به صورت مرغ باشد در حقیقات انگلوس