غزل شمارهٔ ۱۲۰۸

حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس

آنچ رفت از عشق او بر ما مپرس

زیر و بالا از رخش پرنور بین

ز اهتزاز آن قد و بالا مپرس

گوهر اشکم نگر از رشک عشق

وز صفا و موج آن دریا مپرس

در میان خون ما پا درمنه

هیچم از صفرا و از سودا مپرس