غزل شمارهٔ ۱۲۱۴

بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس

قمارخانه درآ و ز ننگ وام مترس

بیا بیا که حریفان همه به گوش تواند

بیا بیا که حریفان تو را غلام مترس

بیا بیا به شرابی و ساقیی که مپرس

درآ درآ بر آن شاه خوش سلام مترس

شنیده‌ای که در این راه بیم جان و سر است

چو یار آب حیاتست از این پیام مترس