غزل شمارهٔ ۲۶

ای گل رخسار تو! برده ز روی گل، آب

صحبت گل را رها کرده ببویت گلاب

سایه سرو تو ساخت، پایه بختم، بلند

نرگس مست تو کرد، خانه عقلم خراب

عشق رخت دولتی است، باقی و باقی فنا

خاک درت شربتی است، صافی و عالم سراب

سر جمالت به عقل، در نتوان یافتن

خود به حقیقت نجست، کس به چراغ، آفتاب