غزل شمارهٔ ۱۲۲۷

رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش

صد رحمت هر ساعت بر جانش و بر دینش

هر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آرد

شیرینتر و نادرتر زان شیوه پیشینش

آن طره پرچین را چون باد بشوراند

صد چین و دو صد ماچین گم گردد در چینش

بر روی و قفای مه سیلی زده حسن او

بر دبدبه قارون تسخر زده مسکینش