غزل شمارهٔ ۱۰۸
آمد به برج عاشقان، ماه مبارک منزلت
ای ماه مهر افزون من، بادا مبارک، منزلت
خلوت سرای چشم و دل، این شسته و آن، رفتهام
فرمای و بنشین، ای صنم، هر جا که میخواهد دلت
تو سرو باغ جنتی، از جوی جان بر خاسته
یا شاخ طوبی کاسمان، بنشاند در آب و گلت
من هودج عشق تو را، در جان و دل جا کردهام
کاندر سرای آب و گل دانم، نگنجد، محملت