غزل شمارهٔ ۱۴۴

گرچه در عهد تو عاشق به جفا می‌میرد

لله الحمد که بر عهد وفا می‌میرد

هر که میرد به حقیقت بود آن کشته دوست

سخن است اینکه به شمشیر قضا می‌میرد

هر که در راه تو شد کشته نباشد مرده

زنده آنست که در کوی شما می‌میرد

مرغ در دام تو از روی هوا می‌افتد

شمع بر بوی تو در پای صبا می‌میرد