غزل شمارهٔ ۱۶۵

مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد

شمایل تو ز پیش نظر نخواهد شد

اگر سرم برود گو برو مراد از سر

هوای توست مرا آن ز سر نخواهد شد

دلم به کوی تو رفت و مقیم شد آنجا

وزان مقام به جایی دگر نخواهد شد

سرم برفت به سودای وصل، می‌دانم

که این معامله با او به سر نخواهد شد